اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
295
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
غل كرد ، سپس او را نزد يوسف كه روى سكويى نشسته بود آوردند ، پس او را چنان پيش كشيد كه برو افتاد و كسى از حاضرين گفت : خالد را ديدم كه همين كار را با عمر بن هبيره فزارى [ 1 ] هنگامى كه از عراق عزلش كرد ، انجام داد ، پس هر كس بكارى گماشته شد بايد نيكى كند . يوسف خالد و عمالش را بيم داد و پولها از ايشان مطالبه كرد و آنان را شكنجه داد تا بيشترشان در دست او مردند ، ابان بن وليد بجلى را بپرداختن ده ميليون درهم موظف كرد ، و طارق بن ابى زياد عامل فارس را بپرداختن بيست ميليون ، و زبير عامل اصفهان و رى و قومس را به دادن بيست ميليون ، و جز آنان را به كمتر از اين ، و بيشتر اين مبلغ را وصول كرد . بلال بن ابو بردة بن ابو موسى اشعرى كه عامل خالد در بصره بود ، از زندان يوسف گريخت و نزد هشام رفت ، پس يوسف درباره او به هشام نوشت و هشام او را نزد وى فرستاد و او را شكنجه داد تا وى را كشت و خانه اش را در كوفه زندان قرار داد و خانه بصره اش را مصادره كرد . و چون حكم بن عوانه [ 2 ] عامل سند از رفتار يوسف با عمال خالد خبر يافت ، با شتاب در بلاد دشمن پيش رفت و گفت : يا فتحى كه يوسف بدان خشنود شود ، يا هم شهادتى كه مرا از وى آسوده كند ، پس با دشمن روبرو شد و پيوسته نبرد مىكرد تا كشته شد ، و عمرو بن محمد بن قاسم ثقفى را بر سواران جانشين ساخته بود . و چون حكم بن عوانه در سرزمين سند كشته شد ، عمرو بن محمد ثقفى [ 3 ] و پسر عرار در جانشينى وى نزاع كردند و پيش آمد به يوسف بن عمر نوشته شد و او هم
--> [ 1 ] از سال 100 تا 108 از طرف عمر بن عبد العزيز والى موصل بود ، و از سال 103 تا 105 بر تمام عراق و خراسان و هند حكومت داشت . ر . ك . معجم الانساب ص 56 ، 63 ، 68 ، 77 . [ 2 ] حكم پس از تميم بن زيد عتبى والى سند شد و پشت درياچه مهران از طرف هند شهرى بنام محفوظه بنا كرد . ر . ك . فتوح البلدان ص 430 . معجم الانساب ص 77 ، 415 . [ 3 ] ر . ك . فتوح البلدان ص 431 ، معجم الانساب ص 415 .